محمد رضا واليزاده معجزى

252

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

و مشروطه‌خواهان ثروت سرشار و مقام و شهرت نصيب آنان ساخت و جوانان بختيارى را براى تحصيل به فرنگستان فرستاد و خدمات ارزنده‌اى چه در مقام رسمى و چه به نحو خصوصى به ميهن خود كرد . فقط در دو مورد مىتوان به سردار اسعد ايراد وارد كرد : يكى در مورد ظلم به فرزندان ايل بيگى و يكى در مورد به دار آويختن مرحوم شيخ فضل اللّه نورى كه يكى از روحانيون بزرگ و در بدايت امر هم خدمات مهمى به مشروطيت كرده بود و كشتن وى به هيچ‌وجه لازم نبود . سردار اسعد مىتوانست از اعدام شيخ فضل اللّه نورى جلوگيرى كند ولى او به سكوت برگزار كرد و اين دامن او را قدرى آلوده ساخته [ است ] . چشم سردار اسعد در آخر عمر دچار ضعف و كم‌كم كور و خانه‌نشين شد ، به‌طورى كه ديگر قادر به مطالعه نبود و متعاقب كورى به سكته مبتلى و چهار سال به حال فلج زندگى مىكرد و سرانجام در نيمه محرم 1326 درگذشت . 5 . سلطان اويس ميرزا پسر فرهادميرزا معتمد الدوله در محرم الحرام سال 1255 از مادر متولد گرديد و مانند اكثر شاهزادگان و رجال عصر قاجاريه در سنين كودكى تحت تعليم اساتيد قرار گرفت و در سن 14 سالگى از كسب علوم عربيه و فنون ادبيه فراغت يافت و سپس به تحصيل علوم رياضى و هندسه و زبان فرانسه همت گماشت و بعد از فراغت از اين علوم به فراگرفتن فنون جنگى پرداخت و قوانين نظام را در نزد استادان اروپايى به وجه كمال آموخت و با منصب سرهنگى فوج كرمان به او سپرده شد و در سال 1278 كه حاج فرهاد ميرزا معتمد الدوله به والىگرى لرستان و خوزستان و بختيارى مأمور شدند ، از طرف آن مرحوم نيابت حكومت لرستان و بختيارى به سلطان اويس ميرزا مفوض و علاوه بر آن رياست قشون دو ايالت لرستان و خوزستان نيز به شاهزاده مزبور واگذار و پانصد تومان اضافه مواجب با حمايل و نشان سرتيپى سوم به مشار اليه مبذول و در 1279 به تهران احضار و به حكومت كوه‌كيلويه فارس و بهبهان مأمور و بعد از شش سال به حكمرانى همدان منصوب و هنگامى كه ناصر الدين شاه عازم زيارت عتبات عاليات شدند شاهزاده مشار اليه خدمات شايسته به تقديم رسانيد و دريافت لقب احتشام الدوله و نشان و حمايل سرتيبى اول نايل و بعد از دو سال به تهران احضار و در التزام ركاب شاه به فرنگستان عازم و در آن سفر از همه كشورهاى اروپا نشانهاى جليل دريافت داشت و در سال 1291 ثانيا به حكومت بهبهان و كوه‌كيلويه منصوب و به اقتضاى تقديم شرايط كاردانى در طى حكمرانى به دريافت يك قطعه گل‌كمر مرصع مفتخر گرديد . تا سال 1292 كه مرحوم شاهزاده حاج معتمد الدوله به فرمان‌فرمايى مملكت فارس مأمور شدند ، ايشان هم به نيابت ايالت آن مرحوم از بهبهان به شيراز آمد و به تنبيه اشرار قيام و اقدام نمودند و به پاداش انجام اين خدمت به دريافت يك قطعه نشان تمثال سرافراز و در 1294 ثانيا با اردوى نظامى عازم نواحى گرمسيرى فارس شده امور آن حدود را منظم نمود و به دريافت يك قمه مرصع نايل گرديد و بالاخره در سال 1298 با مرحوم حاج فرهاد ميرزا معتمد الدوله به تهران احضار و از آنجا با كسب اجازه از شاه جهت معالجه چشم به اروپا رفت و بعد از معالجه به تهران مراجعت و از طرف شاه مأمور دربارهاى اطريش و مجارستان گرديد و در سال 1304 به منصب امير تومانى و حمايل مخصوص آن مفتخر و در اوايل سال 1305 به فرمانفرمايى فارس منصوب و بعد